X
تبلیغات
سخـــــــــن خدا - سوره ی کهف

سخـــــــــن خدا

قرآن به زبان فــــــــــارسی

سوره ی کهف

18                 کهف                   110

 

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 

*** ستایش مخصوص خداست،که بربنده ی خود این کتاب بزرگ رانازل کرد،ودرآن هیچ نقص وعوجی ننهاد. کهف1

 

*** تابه این کتابخلق راازعذاب سخت بترساند،واهل ایمان راکه اعمال آنها نیکوست،به اجربسیارنیکو بشارت دهد.کهف2

 

*** که درآن سرمنزل پرنعمت بهشتی زندگانی ابدی خواهندیافت. کهف3

 

*** وبترساندازعذاب خداآنانراکه گفتندخدافرزندی برای خودبرگرفته است. کهف4

 

*** آنهاکه به این سخن جاهلانه باطل قائلند،نه خودونه پدرانشان ازروی علم سخن نمی گویند،این کلمه ی کذب وافتراءکه ازدهنشان خارج می شود،جزدروغ چیزی نیست. کهف 5

 

*** ای رسول نزدیک است،که تواگرامت به قرآن ایمان نیاورند،جان عزیزت راازشدت حزن وتاسف برآنان هلاک سازی. کهف6

 

*** ماآنچه درزمین جلوه گراست،زینت وآرایش زمین قراردادیم،تامردم رابه آن امتحان کنیم،که کدامیک درطاعت خداعملشان نیکوتر خواهد بود.کهف7

 

*** وماآنچه زینت رازمین گردانیدیم،همه را بدست ویرانی وفنامیدهیم .کهف8

 

*** ای رسول ماتوپنداری که قصه ی اصحاب کهف ورقیم دربرابراین همه آیات قدرت وعجایب حکمتهای ما واقعه ی عجیبی است؟ کهف9

 

*** آنگاه که آن جوانان کهف درغارکوه پنهان شدند،ازدرگاه خدامسئلت کردند،بارالهاتودرحق مابه لطف خاص خودرحمتی عطا فرماوبرما وسیله ی رشد وهدایت کامل مهیاساز.کهف10

 

*** پس مابرگوش آنهاتاچندسالی پرده ی بیهوشی زدیم. کهف11

 

*** پس ازآن خواب آنان رابرانگیختیم،تا معلم گردانیم،کدامیک ازآن دوگروه مدت درنگ درآن غاررابهتراحصاءخواهند کرد.کهف12

 

*** ماقصه ی آنان رابدرستی برحکایت خواهیم کرد،آنهاجوانمردانی بودند،که به خدای خودایمان آوردند،ومابرمقام ایمان وهدایتشان بیفزودیم.کهف 13

 

*** مابردل آنها علاقه رامحکم ساختیم،که آنها قیام کرده گفتند،خدای ماپروردگارآسمانهاوزمین است، وماهرگزجزآن خدای یکتاهیچکس رابه خدایی نمی خوانیم،که اگربخوانیم سخت راه خطا پیموده ایم. کهف14

 

*** اینان قوم ماهستند،که خدایانی غیرخدای یگانه برگرفتند،درصورتیکه هیچ دلیلی روشن برخدایی آنهاندارند،چه ظلمی بالاترازاین افتراءودروغی است،که برخدامی بندند؟ کهف15

 

*** وآنگاه اصحاب کهف بایکدیگرگفتند: که شماچون ازاین مشرکان وخدایان باطلشان دوری می جستید،به غارکوه گریخته،وپنهان شوید؛تاخداازرحمت خودبه شما گشایش وتوسعه بخشد،واسباب کارشماراباروزی حلال وآسایش مهیاسازد.کهف16

 

*** وگردش آفاتب راچنان مشاهده می کنی،که هنگام طلوع ازسمت راست غارآنهابرکناروهنگام غروب نیزازجانب چپ ایشان به دورمیگردید.وآنهاکاملاازحرارت خورشیددرآسایش بودند،این حکایت یکی ازآیات الهی است؛هرکس راخداراهنمایی کند،اوبه حقیقت هدایت یافته،وهرکه راخدا گمراه کند،هرگزاورایاروراهنمایی نخواهدبود.کهف17

 

*** آنهارابیدارپنداشتی وحال انکه درخواب بودند،وماآنان رابه پهلوی راست وچپ میگردانیدیم، وسگ انهادودست بردرآن غارگسترده داشت،واگرکسی برحال ایشان،مطلع شدی ازآنهاگریختی وازهیبت وعظمت آنان بسیارهراسان گردیدی.کهف18

 

*** بازماآنان راازخواب برانگیختیم،تامیان خودشان صحبت وبحث اززمان خواب پیش آمد،یکی پرسید: چندمدت درمدت درغاردرنگ کردید؟پاسخ دادند: یک روزتمام یابرخی ازروز.دیگربار گفتند:خداداناتراست،که چندمدت درغاربوده ایم.باری شمادرهم هایتان رابه شهربفرستید،تامشاهده شود،که طعام کدامیک پاکیزه تروحلالتراست.تاازآن روزی خود فراهم آرید،وبایدبادقت وملاحظه رود،بطوریکه هیچکس شمارانشناسد.کهف19

 

*** زیراکه محققااگربرشمااگاهی وظفریابند،شمارایاسنگسارخواهندکرد،یابه آئین خودشان بر میگردانند؛وهرگزروی رستگاری نخواهید دید.کهف20

 

*** وبازمردم رابرحال اصحاب کهف آگاه ساختیم؛تاخلق خدابدانند،که وعده ی خدابه حق بوده و ساعت قیامت بی شک خواهدآمد،تامردمی که میانشان تنازع واختلاف درامرآنهابود.رفع نزاعشان بشود،بااینهمه برخی گفتند:که بایدگردآنهاحصاروبنایی بساریم،خدابه احوال آنهاآگاهتراست،و آنانکه برواقع احوال آنهااطلاع یافتند؛گفتند:البته برایشان مسجدی بناکنیم. کهف21

 

*** برخی خواهندگفت:که عده ی آن اصحاب کهف سه نفربود،وچهارمین هم سگ آنها،وبرخی دیگرازروی خیالبافی وغیبگویی می گویند: که عده ی آنهاپنج نفربودوششمین سگ آنها،وبرخی دیگرگویند:هفت نفربودند،وهشتمین سگ آنها.بگوخدای من به عده ی آنهاآگاهتراست.که برعده ی آنهابرخلق بجر افراد کمی که ازطرف حق به وحی دانسته اند،هیچکس آگاه نیست،توبااهل کتاب دراین موضوع مجادله نکن جزآنکه هرچه به ظاهردانستی اظهارکن و دیگرهرگز فتوایی دراین باب ازاحدی نپرس. کهف22

*** وای رسول ماهرگزنگوکه من این کاررافردا خواهم کرد. کهف23

 

*** مگرآنکه بگویی:اگرخدابخواهد،وخدارالحظه ای فراموش نکن،وبه مردم بگوکه امیداست خدای من مرابه حقایقی بهتروعلومی برترازاین قصه هدایت فرماید. کهف24

 

*** وآنهادرکهف خودسیصدسال ونه سال هم زیادتردرنگ کردند.کهف25

 

*** بگوخدابه زمان اقامت آنهادرکوه داناتراست،که اوبه همه ی اسرارغیب آسمان وزمین محیط است،وچقدرهم بینا و شنوااست.وهیچکس جزاونگهبان خلق نیست،وکسی درفرمان خودانباز نگیرد.کهف 26

 

*** وآنچه ازکتاب خدابرتو وحی شد،تلاوت کن،که کلمات خداراهیچکس تغییرنتواندداد،و هرگزجزدرگاه اوپناهی نخواهی یافت.کهف27

 

*** وهمیشه خویش راباکمال شکیبایی به محبت آنان که صبح و شام خدارامی خوانند،ورضای او رامی طلبند،وادارکن ویک لحظه ازآن فقیران چشم نپوشکه به زینتهای دنیامایل شوی،هرگزآنان که مادلهای آنانرا ازیادخودغافل کرده ایم،وتابع هوای نفس خودشدند،وبه تبه کاری پرداختند، متابعت نکن.کهف28

 

*** وبگودین حق همان است،که ازجانب پروردگارشماآمد،پس هرکه می خواهدایمان آورد،وهر که می خواهدکافرشود،مابرای ستمکاران آتشی فراهم ساخته ایم،که شعله های آن گردآنهااحاطه کند،واگرشربت آبی درخواست کنند،آبی مانند مس گداخته به آنان دهند،که روی هارابسوزاند،و آن آب بسیاربد شربتی وآن دوزخ بسیاربدآرامگاهی خواهدبود.کهف29

 

*** آنان که ایمان آوردند،ونیکوکارشدند،ماهم اجرنیکوکاران را ضایع نخواهیم گذاشت. کهف30

 

*** بهشتهای عدن که نهرهازیردرختانش جاری است،خاص آنهاست،درحالی که درآن بهشت،بر تن زیورهای زرین بیارایند،ولباسهای سبزحریردیباپوشند،وبرتختهاتکیه زنند.نیکواجری وخوش آرامگاهی است.کهف31

 

*** دومردرابرای امت مثل آر،که مابه یکی ازآنهادوباغ انگوردادیم،وبه نخل خرمااطرافش راپوشاندیم،وعرصه ی میان آنهاراکشتزارمخصوص گردانیدیم. کهف32

 

*** آن دوباغ کاملامیوه های خودرابی هیچ آفت ونقصان بداد.ودروسط آنهاجوی آبی نیزروان ساختیم.کهف 33

 

*** واین مردکه درباغ میوه ی بسیارش بود،به رفیقش درمقام گفتگوومفاخت برآمدوگفت:من ازتو به دارایی بیشتروازحیث خدم و حشم نیزمحترم تروعزیزترم. کهف34

 

*** وروزی به باغ درحالیکه به نفس خودستمکاربود،باکمال غرورداخل شد،وگفت:من گمان ندارم هرگزاین باغ ودارایی من نابودشود.کهف 35

 

*** ونیزگمان نمی کنم،که روزقیامتی به پاشود،واگرمن بسوی خدای خودبازگردم،البته درآن جهان نیزازاین باغ منزلی بهترخواهم داشت.کهف36

 

*** رفیق درمقام گفتگو واندرزبدوگفت: آیا بهخدایی که نخست ازخاک سپس ازنطفه تراآفرید،و آنگاه مردی کامل وآراسته خلقت ساخت کافر شدی؟ کهف37

 

*** لکن من پروردگارم آن خدای یکتاست،وهرگزبه خدای خوداحدی راشریک نخواهم ساخت. کهف 38

 

*** توچراوقتی به باغ خوددرآمدی،نگفتی که همه چیزبخواست خداست،وجزقدرت خداقوه ای نیست،واگرتومراازخودبه مال به مال وفرزندان کمتردانی. کهف39

 

*** که امیداست خدامرابهترازباغ توبدهد،وبربوستان توآتشی فرستد،که چون صبح شود،باغت یکسره نابودوباخاک یکسره باخاک یکسان شود. کهف 40

 

*** یاصبحگاهی جوی آبش به زمین فرورود،ودیگرهرگزنتوانی آب بدست آری. کهف41

 

*** یاآنکه ثمرومیوه هایش همه نابودشود،تاصبحدمی ازشدت حزن واندوه برآنچه درباغ خرج کردی؛دست بردست زنی،که بناواشجارش همه ویران وخشک شده است،آنگاه گویی ایکاش به خدای خود مشرک نمی شدم.کهف42

 

** وابداجزخداهیچکس نباشد،که آن کنهکاروکافرراازقهروخشم خدایاری وحمایت تواندکرد. کهف43

 

*** آنجاولایت وحکمفرمایی خاص خداست،که به حق فرمان دهد،وبهترین اجروثواب وآخرت و عاقبت نیکوراهم اوعطاکند.کهف44

 

*** چنین زندگانی تمام دنیارامثل زن که ماآب بارانی ازآسمان نازل کردیم،وبه آن آب درختان و نباتات گوناگون زمین درهم پیچیده وخرم بروید،سپس صبحگاهی همه درهم شکسته وخشک شود،وبدست بادهای حوادث زیروزبرگردد،وخدابرهرچیزدرعالم اقتدارکامل دارد. کهف 45

 

*** مال وفرزندان زیب وزینت حیات دنیاست،واعمال صالح که تاقیامت باقی است،نزدپروردگار بسی بهتروعاقبت آن نیکوتراست. کهف46

 

*** روزی راکه ماکوههارابه رفتارآریم،وزمین راصاف بدون پستی وبلندی آشکارابینی وهمه رادرصف محشرازقبرهابرانگیزیم،ویکی رافرونگذاریم. کهف47

 

*** وخلایق رادرصفی برخداعرضه کنند،همانگونه که اول بارشماراآفریدیم بازبسوی ماامروز بازآمدید،وآن معادی راکه به خیال باطل منکربودید،به چشم مشاهده کردید. کهف48

 

***ودرآن کتاب اعمال نیک وبدخلق راپیش نهند،واهل عصیان راازآنچه درنامه عمل آنهاست، ترسان وهراسان بینی درحالیکه باخودگویند،وای برمااین چگونه کتابی است،که اعمال کوچک و بزرگ ماراسرمویی فرو نگذاشته جزآنکه همه رااحصاءکرده است،ودرآن کتاب همه  ی اعمال خودراحاضربینند،وخدابه هیچ کس ستم نخواهد کرد.کهف49

 

*** وای رسول مایادآروقتی راکه به فرشتگان فرمان دادیم،که همه به آدم سجده کنید،وآنهاتمام سربه سجده فرودآوردند،جزشیطان که ازجنس دیوبود،وبه این جهت ازطاعت خدای سرپیچید،آیا شیطان وفرزندانش رادوست خودگرفتید؟درصورتیکه آنان باشماسخت دشمنند،وظالمان که به جای خدا، شیطان رابرگزیدند،بسیاربدمبادله کردند.کهف 50

 

***من دروقت آفرینش آسمانهاوزمین،ویاآفرینش خودمردم آنهاراحاضروگواه نساخته،وهرگزگمراهان رابه مددکاری نگرفتم.کهف51

 

*** ویادآرروزی راکه خدابه کافرام رابگوید،که اکنون آنان راکه شریک من داشتیدبخوانید،آنها بخوانندویکی اجابت نکند،پس مین همه ی آنهاجایگاهی مهلک مقرر ساختیم.کهف52

 

*** وآنگاه مردم بدکارآتش دوزخ به چشم مشاهده کنند،وبدانندکه درآن خواهندافتاد،وازآن مفری ندارند . کهف 53

 

*** مادراین قرآن هرگونه مثال وبیان آوردیم،وآدمی بیشترازهرچیزباسخن حق به جدال وخصومت برخیزد. کهف54

 

*** وچون هدایت الهی قرآن به خلق رسید چه منع کردکه مردم آن هدایت رابپذیرند،وبه درگاه پروردگارخودتوبه واستغفارکنند،بجزآنکه سنت عقوبت پیشینیان به اینان هم برسد،ویابامجازات و عذاب خداروبرو شوند؟ کهف55

 

*** ومارسولان رابجزبرای بشارت وترسانیدن نفرستادیم،وکافران باسخنان بیهوده ی باطل میخواهند ،به جدل حق را پایمال کنند،وآیات مراآنچه برای انذارشان آمد به استهزاءگرفتند.کهف56

 

*** وکیست ستمکارترازآن کسی که متذکرآیات خداشده،بازازاواعراض کرد،وازاعمال زشتی که کرده بود،به کلی فراموش کرد،ومابردلهایشان پرده ی انداختیم تادیگرآیات مارافهم نکنند،وگوش آنهاراسنیگن ساختیم،واگربه هدایتشان بخوانی دیگرابداهدایت نخواهندیافت. کهف57

 

*** خدای تودارای آمرزش ورحمت است،واگرخواهد،تاخلق رابه کردارشان مواخذه کند،همانادر عذابشان شتاب نماید،ولیکن برای آن عذاب وقت معین است،که ازآن هرگزپناه وگریزگاهی نخواهند یافت. کهف 58

 

*** واین است شهرودیارهایی که اهل آنراچون ظلم و ستم کردند،هلاک ساختیم،وبرجایگاه هلاکشان موعدی مقررگردانیدیم. کهف 59

 

*** بیادآروقتی راکه موسی به رفیق جوانمردش گفت:من دست از طلب برندارم،تابه مجمع البحرین برسم،یاسالهاعمررادرطلب بگذرانم. کهف60

 

*** چون موسی ورفیقش به آن مجمع البحرین رسیدند،ماهی خودرافراموش کردند،آن ماهی هم راه به دریا گرفت ورفت. کهف61

 

*** پس آنگاه که ازآن مکان بگذشتند،موسی به آن جوان گفت: غذای چاشت مارا بیاور،که مادراین سفر بسیاررنج دیدیم. کهف62

 

*** گفت:درنظرداری،که انجاسرسنگی منزل گرفتیم،من آنجاماهی رافراموش کردم،وشیطان ازیادم برد،که این مطلب رابازگویم،وشگفت آنکه ماهی بریان راه دریا رابرگرفت،ورفت. کهف63

 

*** موسی گفت:آنجا همان مقصدی است که مادرطلب آن هستیموازآن راهی که آمدند،به آنجاباز گشتند.کهف64

 

*** درآنجابنده ای ازبندگان خاص مارا یافتند،که اورارحمت و لطف خاص عطاکردیم،وهم ازنزدخود علم لدنی آموختیم. کهف65

 

**موسی به آن شخص داناگفت:آیااگرمن تبعیت وخدمت توکنم،ازعلم خودمراخواهی آموخت؟کهف66

 

*** آن عالم پاسخ دادکه: توظرفیت نداری وهرگز نمیتوانی که بامن صبرپیبشه کنی.کهف67

 

*** چگونه صبرتوانی کرد،برچیزی که اصلاازآن آگاهی نیافته ای؟کهف 68

 

*** موسی بازگفت:به خواست خدامراباصبروبردباری خواهی یافت،وهرگزدرامری باتومخالفت نخواهم کرد. کهف69

 

*** آن عالم بازگفت:اگرتابع من شدی،دیگرازهرچه کنم نپرس،تاوقتیکه ازآن رازمن خود،تراآگاه کنم.کهف70

 

*** سپس هردوباهم رفتند،تاوقتیکه درکشتی سوارشدند،آن عالم کشتی راشکست،گفت:کشتی راغرق کردی تااهل آنرابه دریاغرق کنی؟بسیارکارمنکر وزشتی بجای آوردی. کهف71

 

*** آن عالم به موسی گفت:آیامن به تونگفتم،که توهرگزظرفیت وتوانایی آنکه بامن صبرکنی نداری؟کهف72

 

*** موسی گفت: برمن نگیرکه شرط خودرافراموش کردم. کهف73

*** ومراتکلیف سخت طاقت فرسانفرما.بازهم روان شدند،تابه پسری برخوردند،اوپسررابی گفتگو به قتل رسانید،گفت:آیانفس محترمی راکه بی گناه بودکشتی؟هماناکاربسیارمنکروزشتی کردی. کهف47 

 

*** بازآن عالم به موسی گفت:آیا من باتونگفتم،که توهرگزظرفیت و توانایی آنکه بامن صبرکنی نداری ؟کهف 75

 

***موسی گفت:اگرباردیگر،ازتومواخذه واعتراضی کردم،ازآن به بعدبامن ترک صحبت ورفاقت کن،که ازتقصیرمن عذرموجه برمتارکه ی دوستی خواهی داشت. کهف 76

 

*** بازهم روان شدند،تاواردقریه ای شدند،وازاهل آن طعام خواستند،مردم ازطعام دادن ومهمانی آنها اباکردند،آنهاهم ازآن شهربه عزم خروج رفتند،تانزدیکی دروازه ی آن شهربه دیواری که نزدیک به انهدام بودرسیدند،خضربه استحکام وتعمیرآن دیوارپرداخت موسی گفت: روابودجایی این تعمیررا می کردی که ازآن اجرتی میگرفتی.کهف77

 

*** گفت: عذرمفارقت بین من وتوست،ومن چنین ساعت ترابراسرارکارهایم که برفهم آن صبرو ظرفیت نداشتی آگاه می سازم. کهف 78

 

*** اماآن کشتی راکه بشکستم، صا حبش خانواده ی فقیری بود،که ازآن کسب وارتزاق می کردند، چون کشتیهای بی عیب راپادشاه میگرفت،خواستم آن کشتی راناقص کنم. کهف79

 

*** وآن غلام پدرومادراومومن بودند،ازآن باک داشتم،که آن پسرآنهارابه خوی کفروطغیان درآورد. کهف80

 

*** خواستم تابه جای اوخدافرزندی بهتروصالح ترازجهت ارحام پرستی به آنها بدهد.کهف81

 

*** واماآن دیواررادراین شهربه این جهت بود،که زیرآن گنجی ازدوطفل یتیمی که پدری صالح داشتند،نهفته بود،خداخواست تاآن اطفال به حدرشدبرسند،تابه لطف خدای خودشان گنج رااستخراج کنند،ومن این کارهارانه ازپیش خودکردم،این است مآل وباطن کارهایی که توطاقت وظرفیت برانجام آن نداشتی. کهف82

 

*** وازتوای رسول سئوال ازذالقرنین می کنند،پاسخ ده که من بزودی حکایت اورابه شماتذکرخواهم داد. کهف83

 

*** مااورادرزمین تمکن وقدرت بخشیدیم،وازهرچیزرشته ای بدست او دادیم. کهف84

 

*** اوهم ازآن رشته ووسیله ی حق پیروی کرد.کهف85

 

*** تاهنگامیکه ذالقرنین به مغرب رسید،جایی که خورشیدراچنین می یافت که درچشمه  ی آب تیره ای غروب می کند،وآنجاقومی رایافت که مابه ذالقرنین دستوردادیم،که تودرباره ی این قوم یاقهرو عذاب یالطف ومرحمت بجای آر. کهف86

 

*** ذالقرنین گفت:اماهرکس ستم کرده اورابه کیفرخواهم رساند،وسپس هم که بسوی خدابازگردد،و خدااورابه عذابی سخت کیفردهد.کهف87

 

*** واماهرکس که ایمان آوردبه خدااورانیکوترین اجرباشد،ماهم امررابراوسهل وآسان گیریم.کهف88

 

*** بازباهمان وسایل واسباب تعقیب کرد.کهف89

 

*** تاآنکه به مشرق زمین رسید،آنجاقومی را یافت،که میان آنهاوآفتاب ساتری قرارندادیم.کهف90

 

*** هم چنین بود،والبته ماازاحوال آن کاملاباخبربودیم. کهف91

 

*** بازباوسایل تعقیب می کرد. کهف92

 

*** تارسیدمیان دوسد،آنجا قومی رایافت،که سخن فهم نمی کردند.کهف93

 

*** آنان گفتند:ای ذالقرنین یاجوج وماجوج فسادمی کنند،آیاچنانچه ماخرج آنرابه عهده گیریم،سدی میان ماوآنهامی بندی؟ کهف94

 

*** ذالقرنین گفت:تمکن و ثروتی که خدابه من عطافرموده،ازهزینه ی شمابهتراست.اماشمابامن به قوت بازوکمک کنید،تاسدی محکم برای شمابسازم،که به کلی مانع ازدستبردبه شماشود.کهف95

 

*** وگفت قطعات آهن بیاورید،آنگاه دستورداد،که زمین راتابه آب بکنند،وازعمق زمین تامساوی دو کوه ازسنگ وآهن دیواری بسازند،وسپس آتش افروزند،تاآهن گداخته شود،آنگاه مس گداخته برآن آهن و سنگ ریختند. کهف96

 

*** ازآن پس آن قوم نه هرگزبرشکستن آن سد،ونه بربالای آن شدن توانی یافتند. کهف97

 

*** ذالقرنین گفت که:این ازلطف ورحمت خدای من است.وآنگاه که وعده ی خدافرارسید،آن سدرا متلاشی گرداند،والبته وعده خدامحقق وراست خواهدبود.کهف98

 

*** وروزآن وعده که فرارسید،خلایق محشرچون موج مضطرب وسرگردان باشند،ونفخه ی صوردمیده شود،وهمه ی خلق درصحرای قیامت گرد آیند.کهف99

 

*** صوردوزخ راآشکارابه کافران بنماییم.کهف100

 

*** آن کافرانی که برچشمشان پرده ی بود،وازیادمن غافل بودند،وهیچ توانایی شنیدن نداشتند.کهف101

 

*** آیا کافران پندارندکه بندگان من ،غیرمن کسی دوست ویاورخودخواهندگرفت؟ومابرای کافران دوزخ رامنزلگاه قرارداده ایم. کهف102

 

*** بگو که می خواهیدشمارابه زیانکارترین مردم آگاه سازم؟کهف103

 

*** زیانکارترین مردم آنهاهستند،که عمرشان رادرراه دنیای فانی تباه کردند،وبه خیال باطل می پنداشتندکه نیکوکاری می کنند. کهف104

 

*** همین دنیاطلبانند،که به آیات خدای خودکافرشدند،وروزملاقات خداراانکارکردند،لذا اعمالشان همه تباه گشته،وروزقیامت آنهاراهیچ وزن وارزشی نخواهیم داد.کهف105

 

*** اینان چون کافرشده،آیات وپیامبران مرااستهزاءکردند،به آتش دوزخ کیفرخواهندیافت. کهف106

 

*** آنانکه به خداایمان آورده،نیکوکارشدند،البته آنهادربهشت فردوس منزل خواهند یافت.کهف107

 

*** همیشه درآن بهشت ابدی هستند،وهرگزازآنجاانتقال نخواهندیافت.کهف108

 

*** بگواگردریابرای نوشتن کلمات پروردگارمن مرکب شود،پیش ازآنکه کلمات به آخربرسد،آب دریا خشک خواهدشد،هرچنددریایی دیگربارضمیمه ی آن کنند.کهف109

 

*** بگوکه من مانندشمابشری هستم،که به من وحی میرسد،که خدای شمایکتاست،وهرکس به لقای اوامیدواراست،بایدنیکوکارشود،وهرگزدرپرستش خدااحدی رابااوشریک نگرداند.کهف110

 

                             راست گفت خدای داناوتوانای جاودان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 16:1  توسط رسول بـــداقی  |